یادداشت حجت الاسلام دکتر یاوری به مناسب شهادت حضرت زهرا (س) : دوران بیماری بر حضرت زهرا(س) چگونه گذشت؟

دوران بیماری بر حضرت زهرا(س) چگونه گذشت؟ نویسنده: حجت الاسلام دکتر محمدجواد یاوری سرتختی/ دانشیار دانشگاه باقرالعلوم(ع) و مدیر گروه کلام مؤسسه آموزشی امام رضا(ع) بنا بر نقل همه منابع تاریخی و حدیثی فریقین، حضرت زهراƒ پس از رحلت رسول اللهˆ مدت کوتاهی زندگی کرد و همچنان که رسول اللهˆ خبر داده بود، نخستین کس از اهل­بیت‰ که به او ملحق می­گردد، دخترش است.[1] رسول اللهˆ، قبل از رحلت، درباره وفات خود و شهادت دخترش به امیرمؤمنان علی† خبر داده بود و به ایشان یادآوری کردند که به­زودی دو رکن از ارکان حمایتی تو از دنیا می­روند؛[2] بنابراین، مدت زیادی از رحلت رسول اللهˆ نگذشت که حضرت فاطمهƒ در جریان هجوم به منزل مجروح گردید. در منابع فریقین، براي بيماري حضرت زهراƒ هيچ سببي به­جز مصدوميت ناشي از هجوم به منزل گزارش نشده است.[3] طبق برخی شواهد تاریخی، آثار مصدومیت و بیماری ایشان کم­کم ظاهر گردید؛[4] به­گونه­ای كه منجر به بستري شدن ايشان گرديد و همين وضعيت تا زمان شهادت­شان ادامه يافت.[5] رنج­هایی که اهل­بیت‰ از جمله امام جواد† از آن­ها یادکرده است.[6] در این مدت، امیرمؤمنان علی† از همسرش پرستاری می­کرد.[7] بنابر گزارش جناب عمار، بیماری حضرت فاطمهƒ در لحظات آخر حیات چنان بود که ایشان حتی نتوانست عباس­بن عَبُدالمُطَّلِب را که برای عیادت آمده بود، به حضور بپذیرد. عباس به امیرمؤمنان علی† پیام داد که من از بیماری فاطمهƒ بسیار محزونم و به­گمانم زودتر از ما به رسول اللهˆ ملحق گردد.[8] به درخواست حضرت زهراƒ برای مشخص نشدن حجم بدن هنگام تدفین و به پیشنهاد اَسماءبِنت عُمَیس، قرار بر آن گردید تا در مراسم تدفین، تابوتی برای ایشان تهیه گردد.[9] بنابر گزارش شیخ طوسی(م460ق) به نقل از سَلمی همسر اَبُورَافِع،[10] آن حضرت در لحظات آخر عمر، مقداری آب طلبید و با آن غسل کرد. سپس، ضمن معطر کردن بدن، جامه‏هاى نو و تميزی پوشید، کتف خود را بست و در وسط اتاق، رو به قبله آرمید.[11] چون حضرت زهراƒ در وقت عصر به شهادت رسید، سَلمی یا اَسماء،[12] آن حضرت را برای نماز صدا زد، اما جوابی نشنید؛ امام حسن† بدن مادر را در آغوش گرفت و سر و روي وی را بوسه مى‏داد و مى‏گفت: «اى مادر مهربان با من سخن بگو پيش از آن­كه روحم از بدنم جدا گردد؛ امام حسين† نیز پاى مبارك مادر را مي­بوسيد و مى‏گفت: «اى مادر نازنين. من پسر تو حسين† هستم. با من سخن بگو پيش از آن­كه دل من پاره شود و بمیرم.»[13] سَلمی یا أُمُ‏أَيْمَن، حسنین‰ را سراغ امیرمؤمنان علی† فرستادند تا امام خود را سریع­تر از مسجد به منزل برساند.[14] وقتی امام با خبر گردید، با سرعت به سمت منزل حرکت کرد و زمانی که رسید، آن بانوی مکرم به­گونه­ای رو به قبله دراز کشیده بود که انگار روح از بدن ایشان مفارقت کرده است. امیرمؤمنان علی† نشست و سر حضرت زهراƒ را به سینه چسبانده، او را صدا زد و فرمود: «زهراƒ جان، با من سخن بگو،» اما پاسخی نشنید. آن حضرت بعد از آن­که بر بدن همسرش بسیار گریه کرد، با ایشان چنین سخن گفت: «دردِ دل خود را به كه بگويم؟ قرار و آرام از كه بجويم؟ قرار و آرام من شما بودی؛ بعد از تو با كه خود را تسلى دهم و دردِ دل خود را بگويم؟»[15] امیرمؤمنان علی†، بعد از این وداع جانسوز، شاهد جان باختن همسرش بود؛ لذا ضمن آماده کردن تابوت، برای غسل، کَفَن و دَفْن همسرش، اقدامات لازم را نیز انجام داد.[16] [1] . به­عنوان نمونه، ر.ک: احمدبن حنبل، مسند، ج6، ص77؛ محمدبن محمدبن نعمان مفید، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج1، ص187- ۱۸۶. [2] . احمدبن موسی­بن مردویه اصفهانی، مناقب علی­بن ابی­طالب و ما نزل من القرآن فی علی†، ص204؛ علی­بن حسن­بن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج14، ص167- ۱۶۶؛ محمدبن احمد ذهبی، میزان الاعتدال، ج4، ص76. [3] . برای مطالعه بیشتر، ر.ک: محمد صادقیان هرات و سیدرضا کامجو، فصل­نامه تاریخ و سیره اهل­بیت‰، واکاوی گزارشهای تاریخی دربارۀ شهادت حضرت فاطمهƒ، سال دوم 1399ش، شماره ۳، ص47- ۳۵. [4] . «بنابر گزارش شیخ مفید(م413ق) به نقل از امام حسین†، حضرت زهراƒ وصیت کرد تا امیرمؤمنان علی† بیماری او را برای مردم فاش نکند.» محمدبن محمدبن نعمان مفید، الامالی، ص281. [5] . سُلیم­بن قیس هلالی، کتاب سُلیم، ج2، ص588. [6] . على‌بن‌ حسين مسعودي، اثبات الوصیه للامام على­بن ابى‏طالب†‏، ص218. [7] . محمدبن جریر طبری، تاريخ الأمم و الملوك، ج7، ص570؛ محمدبن محمدبن نعمان مفید، الامالی، ص281. [8] . محمدبن حسن طوسی، الامالی، ص156- ۱۵۵. [9] . احمدبن أبى­يعقوب یعقوبی، التاریخ، ج2، ص115. [10] . محمدبن حسن طوسی، الامالی، ص400. [11] . محمدبن سعد، الطبقات الكبرى، ج8، ص23. [12] . «طبق برخی گزارش­ها، ممکن است، شخص حاضر در منزل حضرت زهراƒ، أُمُ‏أَيْمَن یا سَلمی همسر اَبُورافِع یا سَلمی­بنت عُمَیس خواهر اسماء همسر جناب حمزه باشد.» محمدبن على­بن بابویه قمی، علل الشرایع، ج1، ص187؛ محمدبن حسن طوسی، الامالی، ص400؛ على­بن عيسی اربلّی، کشف الغمه في معرفة الأئمه‰، ج1، ص373، ص501؛ على­بن محمدبن أثير، اُسد الغابة فى معرفة الصحابة، ج6، ص147؛ احمدبن علی­بن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج12، ص376. «علت حضور اسماء زن ابوبکر در منزل امیرمؤمنان علی† نیز می­تواند از این جهت باشد که وی قبلا همسر جعفر برادر امام بود­ تا بتواند به امور فرزندان آن حضرت رسیدگی کند.» [13] . على­بن عيسی اربلّی، کشف الغمه في معرفة الأئمه‰، ج1، ص500. [14] . محمدبن سعد، الطبقات الكبرى، ج8، ص22؛ محمدبن علی­بن بابویه قمی، علل الشرایع، ج1، ص188. [15] . على­بن عيسی اربلّی، کشف الغمه في معرفة الأئمه‰، ج1، ص501- ۵۰۰. [16] . محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، ج1، ص459- ۴۵۸، ح3؛ محمدبن محمدبن نعمان مفید، الامالی، ص282- ۲۸۱.

ارسال نظرات

پیمایش به بالا